تبليغاتX
۩۩خیلی وقته انتظار پا گذاشته رو دلم ۩۩

۩۩خیلی وقته انتظار پا گذاشته رو دلم ۩۩

شکستن قلب منو هر کی تونست تجربه کرد

وداع اخر...

سلام به همه دوستان عزیزم

 

خدا می دونه که همه شمارو خیلی دوست دارم  واقعا ممنونم

 

از اینکه تو این مدت منو تحمل کردین.اومدم که اخرین اپم و بزارم

 

برای همیشه دارم از نت میرم اگه عمری باقی باشه به همه شما

 

سر میزنم  از تک تک شماها بی نهایت ممنونم از این همه لطفی

 

که تو این مدت نسبت به من داشتین اسم نمیارم چون واقعا از کسی

 

کوتاهی ندیدم.الان مشهدم و قسمت شده که اخرین اپم رو از اینجا

 

بزارم الان می خوام به نیابت همه شماها برم حرم از ته دل ارزوی

 

خوشبختی همه شمارو دارم.اگه من ذره ای کوتاهی در حق کسی

 

کردم به بزرگی خودتون منو عفو کنید اول می خواستم وبمو

 

حذف کنم ولی این تنها خاطره ای هست که با شماها دارم

 

یادتون باشه من هیچ موقع از کسی کینه ای نداشتم و ندارم

 

من شماهارو فراموش نمیکنم شماها هم منو فراموش نکنید

 

رفتم...مرا ببخش و مگو او وفا نداشت

 

راهی بجز گریز برایم نمانده بود

 

این عشق اتشین پر از درد بی امید

 

در وادی گناه و جنونم کشانده بود

 

رفتم...که داغ بوسه پر حسرت ترا

 

با اشک های دیده زلب شستشو دهم

 

رفتم که ناتمام بمانم در این سرود

 

رفتم که با نگفته به خود ابرو دهم

 

رفتم مگو..مگو که چرا رفت ...ننگ بود

 

عشق من و نیاز تو و سوز و ساز ما

 

از پرده خموشی ظلمت..چو نور صبح

 

بیرون فتاده بود به یکباره راز ما

 

رفتم.. که گم شوم چویکی قطره اشک گرم

 

در لابلای دامن شب رنگ زندگی

 

رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان

 

فارغ شوم ز کشمکش و جنگ زندگی

 

من از دو چشم روشن و گریان  گریختم

 

از خنده های وحشی طوفان گریختم

 

از بستر وصال به اغوش سرد هجر

 

ازرده از ملامت وجدان گریختم

 

 

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

 

دیگر سراغ شعله اتش ز من مگیر

 

می خواستم که شعله شوم سر کشی کنم

 

مرغی شدم به کنج قفس بسته و اسیر

 

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

 

در دامن سکوت به تلخی گریستم

 

نالان ز کرده ها و پشیمان ز گفته ها

 

دیدم که لایق تو و عشق تو نیستم

 

 

همتونو خدایی خیلی دوست دارم

 

مواظب خودتون باشید

برای همیشه خدا نگهدار

 

واسم دعا کنید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/28ساعت 1 PM  توسط سهيل   | 

بدون شرح...

 زیبا ساز، سری 3، شكلك های زیبا، تصاویر متحرك،
gif،bm2h.mihanblog.com  سلام به همه دوستان گلم

 

ببخشید یه مدت نبودم تصادف کرده بودم نمی تونستم مثل قبل سر بزنم

 

از همه دوستانی که نتونستم تو این مدت بهشون سر بزنم عذرمی خوام

 

به بزرگی خودتون ببخشید

 

قلب خانه ایست با دو اتاق خواب

 

در یکی رنج و در دیگری شادی

 

نباید زیاد بلند خندید

 

و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود

 

    زیبا ساز، سری 3، شكلك های زیبا، تصاویر متحرك،
gif،bm2h.mihanblog.com                         زیبا ساز، سری 3، شكلك های زیبا، تصاویر متحرك،
gif،bm2h.mihanblog.com                زیبا ساز، سری 3، شكلك های زیبا، تصاویر متحرك،
gif،bm2h.mihanblog.com   

 

 

     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/07/13ساعت 12 PM  توسط سهيل   | 

بساط شیطان...

دیروز شیطان را دیدم.در حوالی میدان بساطش را پهن

 

کرده بودو فریب میداد..مردم دورش جمع شده بودند...

 

هیا هو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند

 

توی بساطش همه چیز بود:غرور.حرص.دروغ.جاه طلبي

 

هر كس چيزي را مي خريد و در مقابلش چيزي را مي داد

 

بعضي ها تكه اي قلبشنان وبعضي پاره اي از روحشان

 

بعضي ها ايمانشان را مي دادند و بعضي ها ازاديشان

 

انگار ذهن مرا مي خواند..موذيانه خنديد و گفت:من با

 

كسي كاري ندارم فقط گوشه اي بساطم را پهن كرده ام

 

وارام نجوا مي كنم...نه قيل وقالي و نه كسي را مجبور

 

ميكنم چيزي از من بخرد..ميبيني؟ ادمها خودشان دور من

 

جمع شده اند..جوابش را ندادم.انوقت سرش را نزديك تر

 

اورد وگفت:البته تو با اينها فرق ميكني تو زيركي و مومن

 

زيركي و ايمان ادم را نجات مي دهد اينها ساده اند و ...

 

گرسنه...از شيطان بدم مي امد.اما حرف هايش شيرين بود

 

گذاشتم كه حرف بزند و او مي گفت..ساعتها كنارش نشستم

 

تا اينكه چشمم به جعبه عبادت افتاد كه لابه لاي  چيزهاي...

 

ديگر بود...دور از چشم شيطان ان را برداشتم و توي جيبم

 

گذاشتم  با خودم گفتم:بگذار يك بار هم او فريب بخورد

 

به خانه امدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم

 

توي ان اما جز غرور چيزي نبود جعبه عبادت

 

از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت

 

"فريب خورده بودم...فريب"

 

 

<اعوذ بالله من الشيطان الرجيم>

 

 التماس دعااااااااااااا

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت 9 PM  توسط سهيل   | 

مهربانم ای خوب...

 

     مهربانم ای خوب...

 یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا

بین ادم هایی که همه سرد و غریبند با تو

 

تک و تنها به تو می اندیشید

و کمی دلش از دوری تو دلگیر است

 

مهربانم ای خوب...

 

یاد قلبت باشد یک نفر هست که چشمش

 

برهت دو خته بر در مانده وشب و روز دعایش این است

 

زير اين سقف بلند هر كجايي هستي به سلامت باشي

 

و دلت همواره محو شادي و تبسم باشد

 

مهربانم اي خوب...

 

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه دنيايش را

 

همه هستي و رويايش را

 

به شكوفايي احساس تو پيوند زده

 

ودلش مي خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد

 

مهربانم اي خوب...

 

يك نفر هست كه با تو تك و تنها

 

با تو پر انديشه شعر است و شعور

 

پر احساس خيال است و سرور

 

مهربانم اين بار ياد قلبت باشد

 

يك نفر هست كه با تو به خداوند جهان نزديك است

 

و به يادت هر صبح گونه سبز اقاقي ها را

 

از ته قلب و دلش مي بوسد

 

و دعا مي كند اين بار كه تو

 

با دلي سبز و پر از ارامش

 

راهي خانه خورشيد شوي

 

و پر از عاطفه و عشق و اميد

 

به شب معجزه و ابي فردا برسي

+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/13ساعت 8 PM  توسط سهيل   |